معنی و تعریف
(اِ مرکب) جامه ای که تن مرده را پس از غسل بدان خشک کنند. (از برهان): براهام گفت ای نبرده سوار همی رنجه داری مرا خوارخوار بخسبی و چیزت بدزدد کسی از این در مرا رنجه داری بسی بخانه درآی ار جهان تنگ شد همه کار بی برگ و بی رنگ شد به پیمان که چیزی نخواهی ز من ندارم بمرگ آبچین و کفن.فردوسی. بپوشم [مرا] به آیین به جامه یْ عجم کفن وآبچین ده ز کافور نم.اسدی. و آن را به عربی مرشحه و مرشف (ربنجنی) و قطیفه گویند.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آب چین
شماره: 140
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

(اِ مرکب) جامه ای که تن مرده را پس از غسل بدان خشک کنند. (از برهان): براهام گفت ای نبرده سوار همی رنجه داری مرا خوارخوار بخسبی و چیزت بدزدد کسی از این در مرا رنجه داری بسی بخانه درآی ار جهان تنگ شد همه کار بی برگ و بی رنگ شد به پیمان که چیزی نخواهی ز من ندارم بمرگ آبچین و کفن.فردوسی. بپوشم [مرا] به آیین به جامه یْ عجم کفن وآبچین ده ز کافور نم.اسدی. و آن را به عربی مرشحه و مرشف (ربنجنی) و قطیفه گویند.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
140
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی