معنی و تعریف
[ مَ ] (ص مرکب) حریص. مولع. شَرِهْ. طامع. آزور. صاحب آز. آزناک. طمعکار. پرخواه. ولوع : حاسد و بدخواه او دائم به مرگ است آزمند گر در این حسرت بمیرد باک نبود، گو بمیر. سوزنی.
- امثال:
آزمند هماره نیازمند است.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آزمند
شماره: 1380
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ مَ ] (ص مرکب) حریص. مولع. شَرِهْ. طامع. آزور. صاحب آز. آزناک. طمعکار. پرخواه. ولوع : حاسد و بدخواه او دائم به مرگ است آزمند گر در این حسرت بمیرد باک نبود، گو بمیر. سوزنی.
- امثال:
آزمند هماره نیازمند است.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1380
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی