[ مَ ] (ص مرکب) حریص. مولع.
شَرِهْ. طامع. آزور. صاحب آز. آزناک.
طمعکار. پرخواه. ولوع :
حاسد و بدخواه او دائم به مرگ است آزمند
گر در این حسرت بمیرد باک نبود، گو بمیر.
سوزنی. - امثال: آزمند هماره نیازمند است.
لینک ها و اشتراک گذاری
آزمند
شماره: 1380
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ مَ ] (ص مرکب) حریص. مولع.
شَرِهْ. طامع. آزور. صاحب آز. آزناک.
طمعکار. پرخواه. ولوع :
حاسد و بدخواه او دائم به مرگ است آزمند
گر در این حسرت بمیرد باک نبود، گو بمیر.
سوزنی. - امثال: آزمند هماره نیازمند است.