[ خُ ] (اِ) نوعی از آلوی بزرگ که آن را
خلوگرده نیز گویند:
در آش خلو کوفته دیدم که بدعوی.
بسحاق اطعمه (از جهانگیری).
|| هلو که میوه ای است معروف. (از
برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (فرهنگ
جهانگیری).
لینک ها و اشتراک گذاری
خلو
شماره: 137142
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ خُ ] (اِ) نوعی از آلوی بزرگ که آن را
خلوگرده نیز گویند:
در آش خلو کوفته دیدم که بدعوی.
بسحاق اطعمه (از جهانگیری).
|| هلو که میوه ای است معروف. (از
برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (فرهنگ
جهانگیری).