معنی و تعریف
[ اَ عَ دِلْ لاه ] (اِخ) معصومی
اصفهانی محمدبن عبداللََّه بن احمد. فقیه و
حکیم، شاگرد شیخ الرئیس ابوعلی حسین بن
سینا. مولد و منشأ او اصفهان است و در
جوانی به تحصیل ادب و فقه و علوم عقلیه
پرداخت و آنگاه که شیخ الرئیس به اصفهان
بود معصومی بخدمت او پیوست و به اکمال
حکمت و فلسفه پرداخت و شیخ را برای
جودت فکر ابوعبداللََّه با وی نظر خاص بود
چنانکه وقتی گفت معصومی را بامن آن
نسبت است که ارسطو را به افلاطون. و بوعلی
رسالهٔ عشق را بنام او کرده است. و ابوعبداللََّه
را کتابی است در اثبات مفارقات و تعدد
عقول و افلاک و ترتیب مبدعات. و نیز جواب
مسائل ابوریحان بیرونی را شیخ بدو محول
کرد و این جواب درجهٔ فضل مرد را مقیاسی
نیکوست. و مرحوم حاج میرزا ابوالفضل
ساوجی آن مسائل و نیز اجوبهٔ آنرا به بهترین
اسلوبی ترجمه کرد و در نامهٔ دانشوران ج ۲
از ص ۵۸۵ تا ۶۰۴ آورده است. وفات
معصومی در اواخر مائهٔ چهارم بوده است و
گفته اند محمود غزنوی وی را بکشت. لکن
این گفته بر اساسی نیست.