معنی و تعریف
[ فَ ] (اِ) آژفنداک. آفنداک. قوس قزح. تیراژه، نوشه، سریر، رخش، کمردون، آدینده، کمر رستم، کمان رستم، انطلیسون، طوق بهار و غیره از مترادفات آن است : کمان آزفنداک شد ژاله تیر گل غنچه پیکان زره آبگیر.اسدی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آزفنداک
شماره: 1370
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ فَ ] (اِ) آژفنداک. آفنداک. قوس قزح. تیراژه، نوشه، سریر، رخش، کمردون، آدینده، کمر رستم، کمان رستم، انطلیسون، طوق بهار و غیره از مترادفات آن است : کمان آزفنداک شد ژاله تیر گل غنچه پیکان زره آبگیر.اسدی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1370
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی