معنی و تعریف
[ خَ طَ ] (حامص مرکب) حالت خطرناک. حالت خطر. (یادداشت بخط مؤلف). خطر. هول. خوف. (ناظم الاطباء): از آن سو که دیدم دلم پاره شد خرد زآن خطرناکی آواره شد.نظامی. خطرناکی کار دانسته ام شدن دور ازو کم توانسته ام.نظامی. جهان تاختن باز یاد آمدش خطرناکی رفته یاد آمدش.نظامی.
|| قیمتی. باارزشی. پربهایی : چو گوهرنهاد است و گوهرنژاد خطرناکی گوهر آرد بیاد.نظامی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
خطرناکی
شماره: 136083
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ خَ طَ ] (حامص مرکب) حالت خطرناک. حالت خطر. (یادداشت بخط مؤلف). خطر. هول. خوف. (ناظم الاطباء): از آن سو که دیدم دلم پاره شد خرد زآن خطرناکی آواره شد.نظامی. خطرناکی کار دانسته ام شدن دور ازو کم توانسته ام.نظامی. جهان تاختن باز یاد آمدش خطرناکی رفته یاد آمدش.نظامی.
|| قیمتی. باارزشی. پربهایی : چو گوهرنهاد است و گوهرنژاد خطرناکی گوهر آرد بیاد.نظامی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
136083
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی