معنی و تعریف
[ خِ مَ ] (ع اِ) حلقهٔ موئین که در بینی شتر کنند و مهار بر وی بندند. ج، خِزام، خِزامات، خَزائم. || تسمه ای که بدان نعلین را به روی پا بندند. (از منتهی الارب) (از لسان العرب) (از تاج العروس). - خزامةالنعل؛ دوال باریک که میان هر دو شراک باشد. (از منتهی الارب) (از لسان العرب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
خزامة
شماره: 134103
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ خِ مَ ] (ع اِ) حلقهٔ موئین که در بینی شتر کنند و مهار بر وی بندند. ج، خِزام، خِزامات، خَزائم. || تسمه ای که بدان نعلین را به روی پا بندند. (از منتهی الارب) (از لسان العرب) (از تاج العروس). - خزامةالنعل؛ دوال باریک که میان هر دو شراک باشد. (از منتهی الارب) (از لسان العرب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
134103
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی