معنی و تعریف
[ خِ رْ ری ] (ع ص) راهبر استاد. راهنمای دانا. (از اقرب الموارد). دلیل حاذق. (یادداشت بخط مؤلف). ج، خَرارِت و خراریت: اما الفقه فهو [ ای ابوجعفر الطوسی ] خریت هذه الصناعة زمام الانقیاد... (روضات الجنات). || (اِ) مجازاً محک. مقیاس. معیار. ملاک. میزان. اندازه . (یادداشت بخط مؤلف).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
خریت
شماره: 133956
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ خِ رْ ری ] (ع ص) راهبر استاد. راهنمای دانا. (از اقرب الموارد). دلیل حاذق. (یادداشت بخط مؤلف). ج، خَرارِت و خراریت: اما الفقه فهو [ ای ابوجعفر الطوسی ] خریت هذه الصناعة زمام الانقیاد... (روضات الجنات). || (اِ) مجازاً محک. مقیاس. معیار. ملاک. میزان. اندازه . (یادداشت بخط مؤلف).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
133956
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی