معنی و تعریف
[ زْ / زَ / زِ دَ ] (مص) آژدن. رجوع به آژدن شود. || بی قرار[ ی کردن ]. (مؤیدالفضلاء): تا هزارآوا از سرو برآورد آواز گوید او را مزن ای باربد رودنواز که بزاریّ وی و زخم تو شد از هم باز عابدان را همه در صومعه پیوند نماز تو بدو گوی که ای بلبل خوشگوی میاز که مرا در دل عشق است بدین نالهٔ زار. منوچهری.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آزدن
شماره: 1326
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ زْ / زَ / زِ دَ ] (مص) آژدن. رجوع به آژدن شود. || بی قرار[ ی کردن ]. (مؤیدالفضلاء): تا هزارآوا از سرو برآورد آواز گوید او را مزن ای باربد رودنواز که بزاریّ وی و زخم تو شد از هم باز عابدان را همه در صومعه پیوند نماز تو بدو گوی که ای بلبل خوشگوی میاز که مرا در دل عشق است بدین نالهٔ زار. منوچهری.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1326
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی