معنی و تعریف
[ اَ عَ دِلْ لاه ] (اِخ) سجزی.
یکی از مشایخ تصوف در مائهٔ سوم. از
شاگردان ابوحفص حداد. و شیخ ابوحفص
میگفت ابوعبداللََّه شیخ و پیر معنوی ماست. او
سفر شام و طرابلس کرده است. و از سخنان
اوست: علامةالأولیاء ثلث: تواضع عن رفعة و
زهد عن قدرة و انصاف عن قوة؛ نشانهٔ
دوستان خدای سه باشد فروتنی با وجود
بلندی پایگاه و پرهیز با وجود توانائی و داد
دادن از خویش با قدرت ترک آن. او را گفتند
چرا جامهٔ صوفیان نپوشی گفت جامهٔ
جوانمردان در بر کردن بی فتوت، نشان
دوروئی باشد. رجوع به نامهٔ دانشوران ج ۳
ص ۵۷ شود.