معنی و تعریف
[ اَ عَ دِلْ لاه ] (اِخ) بریدی.
یکی از سرداران خلفای عباسی. وی در بصره
با بجکم اظهار خلاف کرد. بجکم توزن را
بمقابلهٔ وی فرستاد و توزن در جنگ با
ابوعبداللََّه بریدی شکست یافت و بجکم خود
بمقاتله بریدی شتافت و در راه بدست غلامی
کرد کشته شد و امارت جیوَشَ بر بریدی قرار
گرفت و بریدی در جنگ با ناصرالدولةبن
حمدان یکی از ارکان دولت متقی در ۳۳۱ هـ .
ق. در حدود مداین کشته شد. وی در زمان
راضی خلیفه و مدتی کوتاه به روزگار متقی
وزارت داشت. رجوع به تجارب السلف ص
۲۱۹ و ۲۲۰ شود. و رجوع به بریدی... و
رجوع به احمدبن محمدبن یعقوب.. شود.