معنی و تعریف
[ اَ عَ دِلْ لاه ] (اِخ) ابن مرزوق.
شمس الدین محمدبن احمد. یکی از علمای
مغرب. مولد او به سال ۷۱۱ هـ . ق. بتلمسان و
وفات وی به سال ۷۸۱ هـ . ق. در اسکندریه. او
نزد سلاطین بنی مرین خاصه ابوالحسن و
پسران او ابوعنان ابوسالم صاحب قدر و
منزلت بود. لیکن در آخر بجرم توانگری
مصادره و محبوس گشت و پس از رهائی نزد
ابواسحاق حفصی بتونس شد و از آنجا۷۶۴
هـ . ق. باسکندریه رفت و ملک اشرف مقدم او
گرامی داشت و تا آخر عمر بدانجا ببود. خطب
مرتجل و بی رویّهٔ او نهایت فصیح بود و با
بهترین منشآت ادبای بزرگ که با تأمل و
تعمق نوشته اند برابر است و آن خطب را گرد
کرده اند و مطبوع اهل فضل و ادب است. و او
را در ادب و فقه کتبی است و اشعار نیکو نیز
داشته است. حفید او نیز معروف به ابی عبداللََّه
مرزوق (۷۶۶ -۸۴۲ هـ . ق.) از معاریف
علماء و صاحب تألیف کثیره است و از آن
جمله: کتاب نهایةالامل فی شرح الجمل در
منطق و کتاب اغتنام الفرصة و کتاب
انوارالیقین و کتاب الروض البهیج و کتاب
انوارالدراری.