معنی و تعریف
[ زادْ ] (اِخ) شهرکی است [ از خراسان بنواحی اسفراین ] اندر میان بیابان و بانعمت و بر راه گرگان. (حدودالعالم). و میوه خاصه انگور آن بخوبی مشهور است و یاقوت گوید شهری است در اول ناحیهٔ جوین یا گویان از طرف قومس از توابع نیشابور - انتهی. و مدفن سیدحسن غزنوی شاعر بدانجاست و ابوموسی ابراهیم بن عبدالرحمن بن سهل آزادواری منسوب بدین قریه است.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آزادوار
شماره: 1286
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ زادْ ] (اِخ) شهرکی است [ از خراسان بنواحی اسفراین ] اندر میان بیابان و بانعمت و بر راه گرگان. (حدودالعالم). و میوه خاصه انگور آن بخوبی مشهور است و یاقوت گوید شهری است در اول ناحیهٔ جوین یا گویان از طرف قومس از توابع نیشابور - انتهی. و مدفن سیدحسن غزنوی شاعر بدانجاست و ابوموسی ابراهیم بن عبدالرحمن بن سهل آزادواری منسوب بدین قریه است.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1286
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی