معنی و تعریف
[ زادْ ] (ص مرکب، ق مرکب) با خوی و خصلت آزادان. چون آزادمردان : زمانه پندی آزادوار داد مرا زمانه را چو نکو بنگری همه پند است بروز نیک کسان گفت غم مخور زنهار بسا کسا که بروز تو آرزومند است.رودکی. گشاده درِ هر دو آزادوارمیانْ کوی کندوری افکنده خوار.ابوشکور.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آزادوار
شماره: 1284
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ زادْ ] (ص مرکب، ق مرکب) با خوی و خصلت آزادان. چون آزادمردان : زمانه پندی آزادوار داد مرا زمانه را چو نکو بنگری همه پند است بروز نیک کسان گفت غم مخور زنهار بسا کسا که بروز تو آرزومند است.رودکی. گشاده درِ هر دو آزادوارمیانْ کوی کندوری افکنده خوار.ابوشکور.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1284
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی