معنی و تعریف
[ اَ صِ ] (ع اِ مرکب) سِکبا.
(مهذب الاسماء) (السامی فی الأسامی).
سِکباج. || پِسْت. سویق. و آن آرد گندم
یا برنج یا جو یا نخود بریان کرده باشد که
گاهی با شکر آمیزند. قاووت. و در مازندران
آرد جو بریان را پیه و پیا گویند.
|| زنبور. (المزهر) (المرصع).