معنی و تعریف
[ اَ طَیْ یِ ] (اِخ) سرخسی. از
قدمای شعرای ایران و مرحوم هدایت گوید:
از احوال او اطلاعی نیست. قطعهٔ ذیل از
اوست:
ای پادشاه روی زمین دور از آن تُست
اندیشهٔ تقلّب دوران کن و زمان
بیخی نشان که دولت باقیت بردهد
کاین باغ عمر گاه بهار است و گه خزان
چون کام جاودان متصور نمیشود
خرم کسی که زنده کند نام جاودان.