معنی و تعریف
[ اَ هِ ] (اِخ) موفق الدین احمدبن
عباس واسطی معروف به ابن برخش. یکی از
فضلاء اطباء از مردم واسط و ابن ابی اصیبعه
گوید: کتابی به خط و تألیف او دیدم که بر
غزارت فضل و کمال رزانت عقل وی دلالت
میکرد و شهرت وی به زمان المسترشد
عباسی بود و گویند فائدهٔ استعمال مازریون را
در استسقاء بار اوّل او پیدا کرد و از اشعار او
است:
و ناولنی من کفه مثل خصره
و مثل محب ذاب من طول هجره
و قال خلالی قلت کل حمیدة
سوی قتل صَبٍ حارفیک باسره.
رجوع به نامهٔ دانشوران ج ۱ ص ۱۹۳ شود.