معنی و تعریف
[ اَ هِ ] (اِخ) تبانی. یکی از معاریف
آل تبان و از اعیان قضات. او قضای طوس و
نسا داشت و از دست مسعود غزنوی به
رسالت نزد قدرخان شد و آنگاه که با مهدها
[ دختر قدرخان و دختر بغراتکین ] از
ترکستان بازمی گشت به پروان فرمان یافت
در شعبان ۴۲۴ هـ . ق. و شاید ابوطاهری که
منوچهری او را به قصیده ای مدح گفته همین
ابوطاهر است:
نوبهار این مفرش صدرنگ پوشد تا مگر
دوستار دوستان خواجه بوطاهر شود.
و ممکن است این ممدوح ابوطاهر احمدبن
حسن میمندی باشد. رجوع به آل تبان در
این لغت نامه و رجوع به ص ۷۷ و ۱۹۴ (در
این جا هم در چ ادیب و هم چ فیاض به
غلط ابوطالب آمده است.) و ۱۹۶، ۲۰۵،
۲۰۶، ۲۰۷، ۲۹۸، ۲۱۱، ۲۱۲،، ۳۶۶، ۴۳۴،
۵۳۶ و ۵۳۸ تاریخ بیهقی چ ادیب شود.