معنی و تعریف
[ اَ لِ ] (اِخ) ابن طاهر. کاتب سلطان محمود غزنوی است و شاید پسر طاهر مستوفی دیوان محمود که بزمان مودود پس از عزل احمدبن عبدالصمد دوماه وزارت رانده است: خواجهٔ سید ابوطالب طاهر که بدوست دل سلطان و دل خواجه و دلهای حشم... که نه بیهوده مر او را ملک روی زمین مملکت زیر نگین کرد و جهان زیر قلم رای و اندیشه بدو کرد و بدو داشت نگاه زانکه دانست که رأئیست مر او را محکم. فرخی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوطالب
شماره: 12342
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ لِ ] (اِخ) ابن طاهر. کاتب سلطان محمود غزنوی است و شاید پسر طاهر مستوفی دیوان محمود که بزمان مودود پس از عزل احمدبن عبدالصمد دوماه وزارت رانده است: خواجهٔ سید ابوطالب طاهر که بدوست دل سلطان و دل خواجه و دلهای حشم... که نه بیهوده مر او را ملک روی زمین مملکت زیر نگین کرد و جهان زیر قلم رای و اندیشه بدو کرد و بدو داشت نگاه زانکه دانست که رأئیست مر او را محکم. فرخی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
12342
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی