معنی و تعریف
[ اَ سُ لَ ] (اِخ) نیلی. او در
مائهٔ چهارم میزیست و از مریدان ابوالحسین
قرافی بود و سخت تنگدست و فقیر بود
چنانکه خشت بالین میکرد. وقتی نزد
ابوالحسین شد و جامهٔ خَلَق در بر داشت و سر
ابوالحسین ببوسید ابوالحسین گفت یا
اباسلیمان جامه سخت خَلَق داری، لکن من
میان دو ابروی تو امارهٔ امارت بینم. سپس
ابوسلیمان بمغرب رفت و نزد یکی از امرای
مغرب جاه و منزلتی بزرگ و حکومت بعض
بلاد یافت.