معنی و تعریف
[ اَ سَ لَ مَ ] (اِخ) باوردی. یکی از
مشایخ طریقت صوفیّه در مائهٔ چهارم هـ . ق.
خواجه عبداللََّه انصاری صحبت او دریافته و
گوید: ابوسلمهٔ خطیب صوفی سیّاح از پیران
من است و او پیری بود مشایخ بسیار دیده و
به صحبت ایشان رسیده مانند ابوعبداللََّه
رودباری و عبّاس شاعر و ابوعمر و نُجید و
ابویعقوب نهرجوری. حکایت کنند که کسی
از ابوسلمه وصیّتی خواست. او گفت ترک
نفاق کن و اتّفاق از دست مده آنگاه توفیق،
رهنمونی تو خواهد کرد. و او همواره می گفت
: دریغ از آنکه زندگانی در دنیا کاری است
آسان و ما بر خود مشکل می کنیم و فراموش
کرده ایم که دنیا مزرعهٔ آخرت است.