معنی و تعریف
[ رُ دَ / دِ ] (ن مف / نف) آلغده. جنگاور. خشمگین. خشمناک. دژم. تافته. ارغنده. آشفته. برآشفته. بخشم آمده. خشمین. غضبناک. غضب آلود. خشمن. کج خلق. اوقات تلخ. قهرآلود. خشم آلود. مقابل آرمیده : گهی آرَمْده و گه آرُغده گهی آشفته و گه آهسته.رودکی. سوی رزم آمد چو آرُغده شیر کمندی ببازو سمندی بزیر.فردوسی. سراپرده ای نیز دیدم بزرگ سپاهی بکردار آرغده گرگ.فردوسی. شیر آرُغده اگر پیش تو آید بنبرد پیل آشفته اگر گرد تو گردد بجدال پیل پیخستهٔ صمصام تو بیند اندام شیر پیرایهٔ میدان تو یابد چنگال.فرخی. اگر الفغده بستدند از من نیست جانم چو شیر آرغده شکر این حال چون توانم کرد که مرا بستدند الفغده؟ابوالفرج رونی .
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آرغده
شماره: 1172
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ رُ دَ / دِ ] (ن مف / نف) آلغده. جنگاور. خشمگین. خشمناک. دژم. تافته. ارغنده. آشفته. برآشفته. بخشم آمده. خشمین. غضبناک. غضب آلود. خشمن. کج خلق. اوقات تلخ. قهرآلود. خشم آلود. مقابل آرمیده : گهی آرَمْده و گه آرُغده گهی آشفته و گه آهسته.رودکی. سوی رزم آمد چو آرُغده شیر کمندی ببازو سمندی بزیر.فردوسی. سراپرده ای نیز دیدم بزرگ سپاهی بکردار آرغده گرگ.فردوسی. شیر آرُغده اگر پیش تو آید بنبرد پیل آشفته اگر گرد تو گردد بجدال پیل پیخستهٔ صمصام تو بیند اندام شیر پیرایهٔ میدان تو یابد چنگال.فرخی. اگر الفغده بستدند از من نیست جانم چو شیر آرغده شکر این حال چون توانم کرد که مرا بستدند الفغده؟ابوالفرج رونی .

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1172
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی