چین انداختن114449
معنی و تعریف
[ اَ تَ ] (مص مرکب) چین افکندن. چین دادن. به کیس و شکن درآوردن. - چین در ابرو از کسی انداختن؛ با کسی خشم گرفتن : ز کس چین در ابرو نینداختی ز بازی به تندی نپرداختی.سعدی (بوستان).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
چین انداختن
شماره: 114449
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ تَ ] (مص مرکب) چین افکندن. چین دادن. به کیس و شکن درآوردن. - چین در ابرو از کسی انداختن؛ با کسی خشم گرفتن : ز کس چین در ابرو نینداختی ز بازی به تندی نپرداختی.سعدی (بوستان).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
114449
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی