معنی و تعریف
[ اَ سَ ] (اِخ) (شیخ...) اصفهانی.
یکی از فقهای عصر شاه اسماعیل صفوی بود
و در ۹۲۶ هـ . ق. از جانب شاه خلعت و فرمان
برای امیر غیاث الدین محمد و حکم عزل
نظام الدین احمد را بهرات نزد امیرخان بن
امیرکلابی ترکمان، والی خراسان و للهٔ
طهماسب پسر شاه اسماعیل به هرات برد.
رجوع به حبط ج ۲ ص ۳۷۹ شود.