معنی و تعریف
[ اَ سَ ] (اِخ) (سلطان ...) ابن
محمد درویش. پدر او بزمان میرزا بایسنقر
داروغهٔ هرات بود و چون در ۸۳۵ هـ . ق.
درگذشت میرزا بایسنقر منصب پدر بدو داد
سپس حاکم هرات گشت و آنگاه که جنگ
میان میرزا علاءالدوله و بایسنقر درگرفت او
عزم فرار کرد و دستگیر شد و او را بند کرده
بقلعهٔ نیره تو فرستادند و او از قلعه بگریخت و
در ۸۵۳ هـ . ق. میرزا ابوالقاسم بابر ویرا بمقابله
و مقاتلهٔ هندوکه فرستاد و او در جنگ با
هندوکه در حدود خبوشان کشته شد.