معنی و تعریف
[ اَ سَ ] (اِخ) (امیر شیخ...) یکی از امرای بابریه. او در اول سلطنت شاه محمود به هرات آمد و بجور و تعدّی از اهالی دیناری نه دینار مطالبه و جمع کرد و امیر شیر حاجی بر دفع شیخ ابوسعید برخاست و شیخ ابوسعید با برادر خود حسینعلی بطرف آب مرغاب گریخت و میان کوه مختار و طقوز رباط جنگی بین آنان درپیوست و شیخ ابوسعید کشته شد. رجوع به حبط ج ۲ ص ۲۲۷ و ۲۲۸ شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوسعید
شماره: 11336
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ سَ ] (اِخ) (امیر شیخ...) یکی از امرای بابریه. او در اول سلطنت شاه محمود به هرات آمد و بجور و تعدّی از اهالی دیناری نه دینار مطالبه و جمع کرد و امیر شیر حاجی بر دفع شیخ ابوسعید برخاست و شیخ ابوسعید با برادر خود حسینعلی بطرف آب مرغاب گریخت و میان کوه مختار و طقوز رباط جنگی بین آنان درپیوست و شیخ ابوسعید کشته شد. رجوع به حبط ج ۲ ص ۲۲۷ و ۲۲۸ شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
11336
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی