معنی و تعریف
[ رِ نَ / نِ ] (اِ مرکب) وَحم. ویارانه. آنچه آبستن از خوردنیها و غیرخوردنیهای عادی چون گِل و زغال آرزو کند خوردن را. || آنچه خویشان و کسان زن آبستن پزند و او را فرستند. || آنچه آرزو کنند. هوسانه. موضوع آرزو: آرزوانه همانقدر است که می بینی چو یک دم گذشت دگر بار آن ناآرزوانه شود و برنجاندت و این تن تو لقمهٔ آرزوانهٔ تست. (کتاب المعارف). پس با خود بس آی و ترک آرزوانهٔ خود بگوی و این هوا پوست و آرزوانه مغز است، تو از این پوست و از این مغز بگذر تا بجنت مأوی برسی. (کتاب المعارف). آرزوانه چو دانه ای است که در میان فَخَک باشد. (کتاب المعارف).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آرزوانه
شماره: 1130
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ رِ نَ / نِ ] (اِ مرکب) وَحم. ویارانه. آنچه آبستن از خوردنیها و غیرخوردنیهای عادی چون گِل و زغال آرزو کند خوردن را. || آنچه خویشان و کسان زن آبستن پزند و او را فرستند. || آنچه آرزو کنند. هوسانه. موضوع آرزو: آرزوانه همانقدر است که می بینی چو یک دم گذشت دگر بار آن ناآرزوانه شود و برنجاندت و این تن تو لقمهٔ آرزوانهٔ تست. (کتاب المعارف). پس با خود بس آی و ترک آرزوانهٔ خود بگوی و این هوا پوست و آرزوانه مغز است، تو از این پوست و از این مغز بگذر تا بجنت مأوی برسی. (کتاب المعارف). آرزوانه چو دانه ای است که در میان فَخَک باشد. (کتاب المعارف).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1130
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی