معنی و تعریف
[ تَ ] (مص مرکب) میختن. میزیدن. (صحاح الفرس): ز قلب آنچنان سوی دشمن بتاخت که از هیبتش شیر نر آب تاخت.رودکی. و سنگ اندر کمیزدان و دشخواری آب تاختن. (التفهیم).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آب تاختن
شماره: 114
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ تَ ] (مص مرکب) میختن. میزیدن. (صحاح الفرس): ز قلب آنچنان سوی دشمن بتاخت که از هیبتش شیر نر آب تاخت.رودکی. و سنگ اندر کمیزدان و دشخواری آب تاختن. (التفهیم).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
114
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی