مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آردی
1120
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
(ص نسبی)
از آرد. منسوب به آرد. آلودهٔ به آرد. آردین: حلوای آردی.
||
(اِ)
قسمی از شفتالو. (غیاث اللغات). هلوآرده، و آن شفتالوئی باشد خرد و کم آب.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آردی
شماره: 1120
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
(ص نسبی)
از آرد. منسوب به آرد. آلودهٔ به آرد. آردین: حلوای آردی.
||
(اِ)
قسمی از شفتالو. (غیاث اللغات). هلوآرده، و آن شفتالوئی باشد خرد و کم آب.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
1120
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری