[ رَ / رُو غَ ] (اِ مرکب)
حلوای آردی. حلوا که از آرد گندم
کنند:
آردی روغن و حلوای برنجی و زلیب
مرد کاری چو بچنگال زنی اول بار.
بسحاق اطعمه.
آردی روغن برم لال آمده ست
نام من از غیب چنگال آمده ست.
بسحاق اطعمه.
لینک ها و اشتراک گذاری
آردی روغن
شماره: 1121
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ رَ / رُو غَ ] (اِ مرکب)
حلوای آردی. حلوا که از آرد گندم
کنند:
آردی روغن و حلوای برنجی و زلیب
مرد کاری چو بچنگال زنی اول بار.
بسحاق اطعمه.
آردی روغن برم لال آمده ست
نام من از غیب چنگال آمده ست.
بسحاق اطعمه.