معنی و تعریف
[ چُ ] (اِ صوت) ُچش، ُچشه کلمه ای که خر را گویند چون ایستادن و درنگ آن را خواهند. آوازی که برای ایستادن خر از دهان برآرند. هش و هشه : بخر گدائی چون چشم شوخش آب گرفت نه هر بگوش درآیدش زان سپس نه چشو. سوزنی.
رجوع به چش و چشه شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
چشو
شماره: 111629
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ چُ ] (اِ صوت) ُچش، ُچشه کلمه ای که خر را گویند چون ایستادن و درنگ آن را خواهند. آوازی که برای ایستادن خر از دهان برآرند. هش و هشه : بخر گدائی چون چشم شوخش آب گرفت نه هر بگوش درآیدش زان سپس نه چشو. سوزنی.
رجوع به چش و چشه شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
111629
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی