معنی و تعریف
[ لَ / لِ ] (اِ مرکب) (از: آرد، دقیق + اهالهٔ عربی، روغن و چربو) کاچی. حریرهٔ آردی. (زمخشری). اوماج. (صراح). سخینه. (صراح) (زمخشری). بلماق. بولماج. آرددوله. آردتوله. آرداله. (مهذب الاسماء). اَردوله.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آردهاله
شماره: 1117
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ لَ / لِ ] (اِ مرکب) (از: آرد، دقیق + اهالهٔ عربی، روغن و چربو) کاچی. حریرهٔ آردی. (زمخشری). اوماج. (صراح). سخینه. (صراح) (زمخشری). بلماق. بولماج. آرددوله. آردتوله. آرداله. (مهذب الاسماء). اَردوله.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1117
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی