مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
ابوزید
11116
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اَ زَ ]
(ع اِ مرکب)
عَقْعَق. (المزهر). عَکَّه. زاغچه. کلاژه. کَشگرَک. غُلبَه. شمشیردُنبه. (ادیب نطنزی). کندش. زاغی.
||
کِبَر. (المزهر). بزادبرآمدگی. پیری.
||
روزگار. دهر.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
ابوزید
شماره: 11116
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ زَ ]
(ع اِ مرکب)
عَقْعَق. (المزهر). عَکَّه. زاغچه. کلاژه. کَشگرَک. غُلبَه. شمشیردُنبه. (ادیب نطنزی). کندش. زاغی.
||
کِبَر. (المزهر). بزادبرآمدگی. پیری.
||
روزگار. دهر.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
11116
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری