معنی و تعریف
[ اَ ] (اِخ) اعرابی یزیدبن عبداللََّه بن
حر کلابی. یکی از فصحای اعراب که
نحویان و اهل ادب به کلام او استشهاد
کرده اند. ابن الندیم گوید او بروزگار مهدی
بعلت مجاعه به بغداد آمد و چهل سال بقیت
عمر را بدانجا ببود تا درگذشت. او راست:
کتاب النوادر. کتاب الفرق. کتاب الابل. کتاب
خلق الانسان. و او را سی ورقه شعر است. و
شاید «ابوزیاد» ی که بوحنیفهٔ دینوری از او
نقل میکند همین ابوزیاد باشد.