معنی و تعریف
[ اَ زُ بَ ] (اِخ) طائی حرملةبن
منذربن معدیکرب. شاگر مُخَضْرَمی. او
کیش نصرانی داشت و عمری طویل یافت،
گویند زیاده از صد سال بزیست. و از او
نوادر حکایات بسیار آورده اند. و غالب
اشعار او وصف شیر است، چه یک بار در
بیابان شیری دیده و از او بهراسیده بود و از
آنرو پیوسته رعب این سبع در مخیلهٔ او
مصور و در گفته های او مؤثر گردیده است.
رجوع به حرمله... شود.