ابوذراعهٔ جرجانی10772
معنی و تعریف
[ اَ ؟ عَ یِ جُ ] (اِخ) او را ابوذراعهٔ معمری نیز گفته اند. از اوست: اگر بدولت با رودکی نه همسانم عجب مکن سخن از رودکی نه کم دانم اگر بکوری چشم او بیافت گیتی را ز بهر گیتی من کور بود نتوانم. هر آنکسی که نباشد ز اخترش اقبال بود همه هنر او بخلق نامقبول شجاعتش همه دیوانگی فصاحت حشو سخن گزاف و کریمی فساد و فضل فضول. رجوع به مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۸۲ شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوذراعهٔ جرجانی
شماره: 10772
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ؟ عَ یِ جُ ] (اِخ) او را ابوذراعهٔ معمری نیز گفته اند. از اوست: اگر بدولت با رودکی نه همسانم عجب مکن سخن از رودکی نه کم دانم اگر بکوری چشم او بیافت گیتی را ز بهر گیتی من کور بود نتوانم. هر آنکسی که نباشد ز اخترش اقبال بود همه هنر او بخلق نامقبول شجاعتش همه دیوانگی فصاحت حشو سخن گزاف و کریمی فساد و فضل فضول. رجوع به مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۸۲ شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
10772
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی