معنی و تعریف
[ اَ ذَرر ] (اِخ) کشی، خراسانی.
منوچهری در بیت ذیل نامی از این شاعر
خراسانی کشی برده است:
در خراسان بوشعیب و بوذر آن ترک کشی
و آن صبور پارسی و آن رودکیّ چنگ زن.
و در لغت نامهٔ اسدی بیت ذیل از ابوذر
آمده است شاهد کلمهٔ سنگله:
گفتم که ارمنی است مگر خواجه بوالعمید
کو نان گندمین نخورد جز که سنگله.
و در تذکرهٔ عرفات بنقل مجمع الفصحاء
گوید ترک کشی ایلاقی از قدما و از مشاهیر
امراست و قطعهٔ ذیل را نیز بدو نسبت
می کند:
رادمردی بدهر دانی چیست
باهنرتر ز خلق دانی کیست
آنکه با دوستان تواند ساخت
آنکه با دشمنان تواند زیست.