مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آرامیده
1062
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ دَ / دِ ] (ن مف / نف) ساکن. ساکت. مستریح. مطمئن. آرمیده.
-
آرامیده شدن؛ سجو. تفرج.
-
آرامیده شدن ورَم و آماس؛ انفشاش.
-
آرامیده کردن ستور؛ توقیر آن. تسکین او.
-
آرامیده گفتن؛ تهوید. نرم گفتن. آهسته و شمرده گفتن.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آرامیده
شماره: 1062
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ دَ / دِ ] (ن مف / نف) ساکن. ساکت. مستریح. مطمئن. آرمیده.
-
آرامیده شدن؛ سجو. تفرج.
-
آرامیده شدن ورَم و آماس؛ انفشاش.
-
آرامیده کردن ستور؛ توقیر آن. تسکین او.
-
آرامیده گفتن؛ تهوید. نرم گفتن. آهسته و شمرده گفتن.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
1062
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری