معنی و تعریف
[ اَ حَ فَ ] (اِخ) نعمان بن
ابی عبداللََّه محمدبن منصوربن احمدبن
حیون. یکی از ائمهٔ فضل و علماء قرائت
قرآن و معانی آن و وجوه فقه و اختلاف
فقها و لغت و شعر و معرفت به تاریخ و ایام
ناس و او را در حق اهل بیت طهارت
هزاران ورق تألیف است و نیز در مناقب و
مثالب او را کتابی نیکوست و ردی به
مخالفین خود و ردی بر ابوحنیفه و بر مالک
و شافعی و ابن سریج و نیز کتابی در
اختلاف فقها و کتاب اصول المذاهب و کتاب
ابتداءالدعوة للعبیدیین. کتاب الاختیار فی
الفقه. کتاب الاقتصار فی الفقه. و قصیده ای
فقهیه ملقب به المنتخبه دارد. او در اول
مذهب مالکی داشت سپس طریقت
اسماعیلیه گرفت و ملازم صحبت المغرابی
تمیم معدبن المنصور گردید و آنگاه که معد
بدیار مصر شد با او بود و در مستهلّ رجب
۳۶۳ هـ . ق. یا در جمعهٔ سلخ جمادی الآخر
آن سال به مصر درگذشت و معز بر او نماز
گذاشت و او در میان اسماعیلیه سمت داعی
داشت و پدر او ابوعبداللََّه محمد، عمری
طویل یافت. وی اخبار نفیسهٔ بسیاری از
حفظ داشت و در سال ۳۵۱ به
صدوچهارسالگی بقیروان وفات کرد.
ابوحنیفه را فرزندان شریف و صالح بوده
است از جمله ابوالحسن علی بن نعمان که
معز خلیفهٔ فاطمی او را با ابوطاهر محمد
زحلی باشتراک قاضی مصر کرد. و نیز
ابوحنیفه را کتابی میان فقهای شیعه مشهور
و هم اکنون موجود است به نام
دعائم الاسلام. و مجلسی در بحار جلد اول
معتقد است که ابوحنیفه شیعی اثناعشری
است لکن بتقیّه خود را هفت امامی می نماید.
رجوع به ابن خلکان و تاریخ یافعی و خطط
مصر ابن زولاق شود.