معنی و تعریف
[ اَ حَ ] (اِخ) الزکرمی العروضی.
ادیبی شاعر. یاقوت از معجم الشعراء حافظ
ابوطاهر سلفی و او از ابوالقاسم ذربان بن
عتیق و او از ابوحفص ابیات ذیل را روایت
کند. و این قطعه آنگاه گفته که محصل
خراجی یهودی مأمور استخراج باقی
زکرمی گردیده است:
یا اهل دانیة لقد خالفتم
حکم الشریعة و المروءة فینا
ما لی اراکم تأمرون بضد ما
امرت تروا نسخ الاله الدینا
کنا نطالب للیهود بجزیة
و اری الیهود بجزیة طلبونا
ما ان سمعنا مالکاً افتی بذا
کلا ولا من بعده سحنونا
لا هؤلاء و لا الائمة کلهم
حاشاهمُ بالمکس قد امرونا
ایجوز مثلی ان یمکس عدله
لو کان یعدل وزنه قاعونا
و لقد رجونا ان ننال بعدلکم
رفداً یکون علی الزمان معینا
فالآن نقنع بالسلامة منکم
لاتأخذوا منا و لاتعطونا.