ابوجعفر خازن10170
معنی و تعریف
[ اَ جَ فَ رِ زِ ] (اِخ) محمدبن الحسین الصغانی الخراسانی المعروف بالخازن المکنی به ابی جعفر. یکی از بزرگترین رجال نجوم و ریاضی در نیمهٔ اول مائهٔ چهارم هجری. او را تألیفات عدیده در شعب مختلفهٔ علوم مزبوره است. شرح حال او در هیچیک از کتب رجال و تواریخ دسترس نگارنده یافته نشد. تنها اشاراتی در بعض مآخذ که ذیلاً اسامی آنها مذکور خواهد شد هست که از کمال براعت او در علم و مقام بلند او در سیاست حکایت میکند. در سال ۳۴۲ هـ . ق. آنگاه که میان امیرابوعلی بن محتاج چغانی سپاهدار نوح بن نصر سامانی و رکن الدولهٔ دیلمی نزاع درگرفت ابوجعفر خازن از جانب امیر ابومنصور محمدبن عبدالرزاق طوسی که در آن وقت والی طوس و نیشابور بود برای عقد صلح مأمور شد و بمساعی وی حَسْم خلاف را عهدی منعقد گشت و از شرائط اینکه رکن الدوله سالیانه دویست هزار دینار بپادشاه سامانی بپردازد. ابن الندیم گوید او از فضلای ریاضیون و علمای هندسه است و او راست: کتاب زیج الصفائح و کتاب المسائل العددیه و قفطی در تاریخ الحکما آورده است که او خبیر به حساب و هندسه و تسییر و عالم به ارصاد و عمل بدان و بزمان خویش مشهور فن خود بود و او را تصانیفی است از جمله کتاب زیج الصفائح و آن بزرگوارترین کتاب و زیباترین تصنیف در این نوع باشد و در مورد دیگر ابن الندیم از کتب او شرح کتاب اصول هندسهٔ اقلیدس را نام برده است و در جای دیگر میگوید ابوزید بلخی شرح صدر کتاب السماء و العالم ارسطو را به نام او کرده است و حاجی خلیفه در کشف الظنون تفسیر مقالهٔ عاشرهٔ اقلیدس را نیز به ابوجعفر خازن منتسب میکند و نیز در باب علم الجبر و المقابله می آورد: قال الفاضل عمربن ابراهیم الخیامی انّ احد المعانی التعلیمیه من الریاضی هو الجبر و المقابله و فیه مایحتاج الی اصناف من المقدّمات مُعتاصةً جدّاً متعذّر حَلها. امّا المتقدمون فلم یصل الینا منهم کلام فیها، لعلهم لم یتفطنوا لها بعد الطلب و النظر او لم یَضطر البحث الی النظر فیها او لم ینقل الی لساننا کلامهم و امّا المتأخّرون فقد عنّ لهم تحلیل المقدمة الّتی استعملها ارشمیدس فی الرابع منَ الثانیة فی الکرة و الاسطوانة بالجبر. فتأدّی الی کتاب (کذا) و اموال و اعداد متعادلة فلم یتفق له حلها بعدَ ان انکرفیها ملیا. فجزم بأنه ممتنع حتی تَبعهُ ابوجعفر الخازن و حلها بالقطوع المخروطیه. ثمّ افتقر بعده جماعة من المهندسین الی عدة اصناف منها فبعضهم حل البعض -انتهی. ابوحیان توحیدی در مقابسات شرح ذیل را نقل میکند: حدثنا (ابوسلیمان السجستانی) یوماً قال اجتزت بالری متوجهاً الی سجستان سنة من السنین و کان بها ابوجعفر الخازن فزرته قاضیاً لحقه و سنّه و لمّا انصرفت اتبعنی برقعه یصبحها (کذا) یروی فی الرقعة: بسم اللََّه الرحمن الرحیم من استحقر فی قضاء حقوق الاخوان مایبلغه عاجل الاستطاعة فقد عرضها للتقصیر و الاضاعه لأنّ الایّام لاتکاد تسعف بکل المراد و لاتزول من عادتها فی الفساد. از آنچه گفتیم عظمت قدر ابوجعفر در علوم ریاضی آشکار میشود و نیز چنین بنظر می آید که صاحب ثروت و مقامی نیز بوده است و عمری طویل یافته و در آخر عمر یا تمام آن در ری میزیسته و ظاهراً مولد او در اواخر قرن سوم هجری و وفات او در نیمهٔ اول مائهٔ چهارم بوده است.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابوجعفر خازن
شماره: 10170
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ جَ فَ رِ زِ ] (اِخ) محمدبن الحسین الصغانی الخراسانی المعروف بالخازن المکنی به ابی جعفر. یکی از بزرگترین رجال نجوم و ریاضی در نیمهٔ اول مائهٔ چهارم هجری. او را تألیفات عدیده در شعب مختلفهٔ علوم مزبوره است. شرح حال او در هیچیک از کتب رجال و تواریخ دسترس نگارنده یافته نشد. تنها اشاراتی در بعض مآخذ که ذیلاً اسامی آنها مذکور خواهد شد هست که از کمال براعت او در علم و مقام بلند او در سیاست حکایت میکند. در سال ۳۴۲ هـ . ق. آنگاه که میان امیرابوعلی بن محتاج چغانی سپاهدار نوح بن نصر سامانی و رکن الدولهٔ دیلمی نزاع درگرفت ابوجعفر خازن از جانب امیر ابومنصور محمدبن عبدالرزاق طوسی که در آن وقت والی طوس و نیشابور بود برای عقد صلح مأمور شد و بمساعی وی حَسْم خلاف را عهدی منعقد گشت و از شرائط اینکه رکن الدوله سالیانه دویست هزار دینار بپادشاه سامانی بپردازد. ابن الندیم گوید او از فضلای ریاضیون و علمای هندسه است و او راست: کتاب زیج الصفائح و کتاب المسائل العددیه و قفطی در تاریخ الحکما آورده است که او خبیر به حساب و هندسه و تسییر و عالم به ارصاد و عمل بدان و بزمان خویش مشهور فن خود بود و او را تصانیفی است از جمله کتاب زیج الصفائح و آن بزرگوارترین کتاب و زیباترین تصنیف در این نوع باشد و در مورد دیگر ابن الندیم از کتب او شرح کتاب اصول هندسهٔ اقلیدس را نام برده است و در جای دیگر میگوید ابوزید بلخی شرح صدر کتاب السماء و العالم ارسطو را به نام او کرده است و حاجی خلیفه در کشف الظنون تفسیر مقالهٔ عاشرهٔ اقلیدس را نیز به ابوجعفر خازن منتسب میکند و نیز در باب علم الجبر و المقابله می آورد: قال الفاضل عمربن ابراهیم الخیامی انّ احد المعانی التعلیمیه من الریاضی هو الجبر و المقابله و فیه مایحتاج الی اصناف من المقدّمات مُعتاصةً جدّاً متعذّر حَلها. امّا المتقدمون فلم یصل الینا منهم کلام فیها، لعلهم لم یتفطنوا لها بعد الطلب و النظر او لم یَضطر البحث الی النظر فیها او لم ینقل الی لساننا کلامهم و امّا المتأخّرون فقد عنّ لهم تحلیل المقدمة الّتی استعملها ارشمیدس فی الرابع منَ الثانیة فی الکرة و الاسطوانة بالجبر. فتأدّی الی کتاب (کذا) و اموال و اعداد متعادلة فلم یتفق له حلها بعدَ ان انکرفیها ملیا. فجزم بأنه ممتنع حتی تَبعهُ ابوجعفر الخازن و حلها بالقطوع المخروطیه. ثمّ افتقر بعده جماعة من المهندسین الی عدة اصناف منها فبعضهم حل البعض -انتهی. ابوحیان توحیدی در مقابسات شرح ذیل را نقل میکند: حدثنا (ابوسلیمان السجستانی) یوماً قال اجتزت بالری متوجهاً الی سجستان سنة من السنین و کان بها ابوجعفر الخازن فزرته قاضیاً لحقه و سنّه و لمّا انصرفت اتبعنی برقعه یصبحها (کذا) یروی فی الرقعة: بسم اللََّه الرحمن الرحیم من استحقر فی قضاء حقوق الاخوان مایبلغه عاجل الاستطاعة فقد عرضها للتقصیر و الاضاعه لأنّ الایّام لاتکاد تسعف بکل المراد و لاتزول من عادتها فی الفساد. از آنچه گفتیم عظمت قدر ابوجعفر در علوم ریاضی آشکار میشود و نیز چنین بنظر می آید که صاحب ثروت و مقامی نیز بوده است و عمری طویل یافته و در آخر عمر یا تمام آن در ری میزیسته و ظاهراً مولد او در اواخر قرن سوم هجری و وفات او در نیمهٔ اول مائهٔ چهارم بوده است.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
10170
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی