مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آراسته کردن
1012
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ تَ / تِ کَ دَ ] (مص مرکب) تزیین. آراستن. تقیین. قبن. تمویه.
-
خویشتن را آراسته کردن؛ تصنع.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آراسته کردن
شماره: 1012
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ تَ / تِ کَ دَ ] (مص مرکب) تزیین. آراستن. تقیین. قبن. تمویه.
-
خویشتن را آراسته کردن؛ تصنع.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
1012
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری