معنی و تعریف
[ اَ جَ فَ ] (اِخ) ابن احمد یا ابن
ابی احمد. یکی از ادبای اندلس. او۵۴۵
هـ . ق. اسیر عبدالمؤمن نخستین سلطان
موحدی و در بند او بود و آنگاه که
عبدالمؤمن مرتبت وی در علم و ادب
بدانست او را رها کرد و وزارت خویش بدو
داد. وی اولین وزیر دولت موحدی و
صاحب رسائل بلیغه است.