مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
ابوثقل
10052
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اَ ثِ ]
(ع اِ مرکب)
ضَبُع. (المزهر). کفتار. قشاع. مرده خوار. گورکن. گورشکاف. و نرینهٔ آن را عرب عیلم و عیلام و عیلان گوید.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
ابوثقل
شماره: 10052
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ ثِ ]
(ع اِ مرکب)
ضَبُع. (المزهر). کفتار. قشاع. مرده خوار. گورکن. گورشکاف. و نرینهٔ آن را عرب عیلم و عیلام و عیلان گوید.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
10052
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری