معنی و تعریف
[ عِ ] (ع ص) بسیارنعل. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجل ناعل؛ ذونعل. و آن مانند لابن و ناصر است. (از اقرب الموارد). || حافر ناعل؛ سم درشت. (منتهی الارب) (آنندراج). سم درشت و سخت. (ناظم الاطباء). صلب. (اقرب الموارد). القدم و الحافر الناعل؛ صلب. (از معجم متن اللغة). || (اِ) گورخر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). حمارالوحش. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). گورخر، به دلیل صلابت سمش ناعل گویند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ناعل
شماره: 314711
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ عِ ] (ع ص) بسیارنعل. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجل ناعل؛ ذونعل. و آن مانند لابن و ناصر است. (از اقرب الموارد). || حافر ناعل؛ سم درشت. (منتهی الارب) (آنندراج). سم درشت و سخت. (ناظم الاطباء). صلب. (اقرب الموارد). القدم و الحافر الناعل؛ صلب. (از معجم متن اللغة). || (اِ) گورخر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). حمارالوحش. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). گورخر، به دلیل صلابت سمش ناعل گویند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
314711
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی