معنی و تعریف
[ رَ ] (ن مف مرکب) میوهٔ خام و نرسیده. (انجمن آرا). میوهٔ خام و شراب خام که قابل خوردن نباشد و گاهی بر گلهای ناشکفته نیز اطلاق کنند. (آنندراج). چیزی که نرسیده و پخته نشده باشد. کامل نشده. خام. به حد کمال نرسیده. (ناظم الاطباء). نارسیده. نرسیده. خام. فج. کال. ناپخته : همت پستم مرا محروم کرد از کار خویش میوه نارس نیست دست بینوایان نارساست. قدسی (از آنندراج). نرگس اکثر از چمن نارس به نرگسدان رود در غریبی بیشتر طبع سخنور خورده آب. محمد سعید اشرف (از آنندراج).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
نارس
شماره: 313556
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ رَ ] (ن مف مرکب) میوهٔ خام و نرسیده. (انجمن آرا). میوهٔ خام و شراب خام که قابل خوردن نباشد و گاهی بر گلهای ناشکفته نیز اطلاق کنند. (آنندراج). چیزی که نرسیده و پخته نشده باشد. کامل نشده. خام. به حد کمال نرسیده. (ناظم الاطباء). نارسیده. نرسیده. خام. فج. کال. ناپخته : همت پستم مرا محروم کرد از کار خویش میوه نارس نیست دست بینوایان نارساست. قدسی (از آنندراج). نرگس اکثر از چمن نارس به نرگسدان رود در غریبی بیشتر طبع سخنور خورده آب. محمد سعید اشرف (از آنندراج).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
313556
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی