معنی و تعریف
[ خُ ] (معرب، اِ مرکب) ناخذا و ناخذاه و ناخذای مأخوذ از فارسی، ناخدا و خداوند کشتی و جهاز. (از ناظم الاطباء). صاحب و خداوند ناو. (آنندراج) (منتهی الارب). ثم اشتقوا منها الفعل فقالوا: تَنَخَّذَ؛ یعنی ناخدا گردید. (منتهی الارب). ج، نَواخِذَة.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ناخذاة
شماره: 313084
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ خُ ] (معرب، اِ مرکب) ناخذا و ناخذاه و ناخذای مأخوذ از فارسی، ناخدا و خداوند کشتی و جهاز. (از ناظم الاطباء). صاحب و خداوند ناو. (آنندراج) (منتهی الارب). ثم اشتقوا منها الفعل فقالوا: تَنَخَّذَ؛ یعنی ناخدا گردید. (منتهی الارب). ج، نَواخِذَة.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
313084
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی