معنی و تعریف
[ مَ ] (ع ص) سرمه سا. (غیاث) (آنندراج). سرمه کشیده. (ناظم الاطباء). سرمه کرده. به سرمه کرده. سرمه کشیده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): خمار در سر و دستش به خون هشیاران خضیب و نرگس مستش به جادویی مکحول. سعدی. قرار برده ز من آن دو نرگس رعنا فراغ برده ز من آن دو جادوی مکحول. حافظ.
|| آن که چشم او را میل کشیده باشند کوری را. میل کشیده. نابینا کرده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
مکحول
شماره: 302778
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ مَ ] (ع ص) سرمه سا. (غیاث) (آنندراج). سرمه کشیده. (ناظم الاطباء). سرمه کرده. به سرمه کرده. سرمه کشیده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): خمار در سر و دستش به خون هشیاران خضیب و نرگس مستش به جادویی مکحول. سعدی. قرار برده ز من آن دو نرگس رعنا فراغ برده ز من آن دو جادوی مکحول. حافظ.
|| آن که چشم او را میل کشیده باشند کوری را. میل کشیده. نابینا کرده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
302778
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی