[ گُ گُ ] (ق مرکب)
اندک اندک رام. رفته رفته مأنوس. کم کم
جسور:
پریده مرغکان گستاخ گستاخ
شمایل در شمایل شاخ در شاخ.نظامی.
رضا دادش که در میدان و در کاخ
نشیند با ملک گستاخ گستاخ.نظامی.
لینک ها و اشتراک گذاری
گستاخ گستاخ
شماره: 270077
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ گُ گُ ] (ق مرکب)
اندک اندک رام. رفته رفته مأنوس. کم کم
جسور:
پریده مرغکان گستاخ گستاخ
شمایل در شمایل شاخ در شاخ.نظامی.
رضا دادش که در میدان و در کاخ
نشیند با ملک گستاخ گستاخ.نظامی.