[ مِ عَ اَ ] (نف مرکب) گوشزد.
شنیده شده. بگوش خورده : انتشار خبر
قتل او در آن ایام که سامعه افروز خاص و عام
هر دیار نزدیک و دور شده. (تاریخ گلستانه).
و حقیقت کوچیدن خود را با افواج
سامعةافروز خان بختیاری نمود. (تاریخ
گلستانه).
لینک ها و اشتراک گذاری
سامعة افروز
شماره: 179418
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ مِ عَ اَ ] (نف مرکب) گوشزد.
شنیده شده. بگوش خورده : انتشار خبر
قتل او در آن ایام که سامعه افروز خاص و عام
هر دیار نزدیک و دور شده. (تاریخ گلستانه).
و حقیقت کوچیدن خود را با افواج
سامعةافروز خان بختیاری نمود. (تاریخ
گلستانه).